*دکتر سید علیرضا موسوی[1]– **مقصود جعفری2

***

 دانلود رایگان پروپوزال کامل رشته حسابداری :

1- استادیار گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت

Ali_Mosavi75@Yahoo.com Email:

2- کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت

Email: m_jafari3745@yahoo.com

3

 

 

 

مدیریت سود گزارش شده برای اجتناب ازهزینه های سیاسی درشرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران

 

چکیده

در تحقيق حاضر، تاثیر هزینه­های سیاسی بر مدیریت سود، در شرکت­هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسي قرار گرفته می باشد.که مدیریت سود را اقدامات آگاهانه مدیریت در جهت طبیعی نشان دادن رقم سود تعریف نموده اند. برای انجام پژوهش از داده­های 54 شرکت، طي دوره زماني 1388– 1379 بهره گیری شده می باشد. براي آزمون فرضیه ها از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون بهره گیری شده می باشد. نتايج بدست آمده حاکی از آنست که در سطح اطمينان 95 درصد، بين اندازه شرکت و نسبت بدهی های دولتی به کل بدهی ها که معیار سنجش هزینه­های سیاسی می باشد با مدیریت سودرابطه معنی­داري هست. پژوهش حاضر به لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی می باشد که نتایج به دست آمده از آن به مطالعه تاثیر هزینه های سیاسی بر مدیریت سود می پردازد.

واژه­های کلیدی: هزینه های سیاسی، مدیریت سود، اندازه شرکت، عملکرد

 

 

 

 

 

1-مقدمه

مدیریت سود [2]مي­تواند نتيجه هموارسازي طبيعي[3] يا تعمدي[4] باشد. هموارسازي ­طبيعي بيان­گر اين می باشد که فرآيند سود به ­گونه ذاتي توليد ­کننده جريان هموارشده سود باشد و از اقدام­ها و تصميم­هاي مديريت ناشي­ نمي­گردد. هموارسازي تعمدي به اعمال و اقدام­هاي مديريت نسبت داده مي­گردد. به عبارت ديگر هموارسازي تعمدي نتيجه اقدام­هايي می باشد که توسط مديريت انجام مي­گردد (ملانظری و کریمی زند، 1386).

هزینه­های سیاسی یکی از عواملی هست که موجب مدیریت سود می­گردد زیرا يكي از مصاديق اصلي انتقال ثروت به­خارج از شركت هزينه­هاي­ سياسي می باشد كه ­شركت­ها به دليل وجود هزينه­هاي اطلاعات، مبادلات، و رايزني از سوي­گروه­هاي­ تصميم­­گيرنده و قانون­گذار كه اصلي­ترين آن­ها نهادهاي دولتي­­مي­باشند، تحمل مي­كنند. برخي از شركت­ها با مشخصات اقتصادي خاص، بيشتر موضوع قوانين سختي كه دولت يا ساير گروه­هاي قانونگذار وضع مي­كنند و هزينه در پي دارند قرار مي­گيرند و بنابراين براي فرار از اين گونه هزينه­ها (عواقب اقتصادي)، انگيزه بيشتري براي بهره گیری از گزارشگري در جهت كاهش خروج منافع از شركت خواهند داشت (ابراهیمی کردلر و شهریاری، 1388). پس فرایند سیاسی باعث می­گردد، شرکت­هایی که حساسیت سیاسی دارند روش­هایی را انتخاب نمایند که سود را به تعویق اندازد زیرا بهره گیری سیاستمداران و قانونگذاران از ارقام سود این فرضیه را مطرح کرده می باشد که مدیران شرکت ها انگیزه دارند که، از آن گروه روش­های حسابداری (مثل استهلاک تسریعی)­ بهره گیری کنند که سود گزارش شده را کاهش می­دهد (رابرت،1979)[5]. پس در اين تحقيق با در نظر داشتن اهمیت موضوع مدیریت سود در شرکت­ها، به گونه تجربي ارتباط بين هزینه­های سیاسی و مدیریت سود در شركت­­هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسي مي­گردد.

 

2- اظهار مساله

هموار­سازی­ سود که در ادبیات حسابداری از آن تحت عنوان مدیریت ­سود نام برده می­گردد يكي از  روش­هايي می باشد ­كه­ گاهي اوقات براي آرايش اطلا­ع­­رساني وضعيت مطلوب شركت­ها مورد بهره گیری قرار­ مي­گيرد (وايلد­و همكاران،­2001). گزارش­هاي­ مالي، از منابع مهم اطلاعاتي، براي تصميم­گيري­هاي اقتصادي به شمار مي­طریقه كه مديران، سرمايه­گذاران، اعتباردهندگان و ساير بهره گیری­كنندگان جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي خود از آن­ها بهره گیری مي­كنند .­از آنجايي كه اطلاعات به صورت يكسان در اختيار بهره گیری كنندگان قرار نمي­گيرد، بين مديران و سرمايه­گذاران عدم­تقارن اطلاعات ايجاد مي­گردد­. عدم­تقارن اطلاعات وضعيتي می باشد كه مديران در مقايسه با سرمايه­گذاران، داراي اطلاعات افشاء نشده بيشتري در مورد عمليات و جوانب مختلف شركت در آينده مي­باشند همين امر سبب مي­گردد كه مديران انگيزه و فرصت مديريت­سود داشته باشند(پورحیدری، همتی،1383، 2). تعاریف مختلفی از مدیریت سود ارائه شده می باشد که همگی بیانگر یک مفهوم می­باشد برای نمونه از دیدگاه گاردون و همکارانش، اگر زمانی مدیران روش خاصی از روش های حسابداری را برگزینند و نوسانات سود­های گزارش شده کاهش یابد، نتیجه هموار­سازی یا مدیریت سود می باشد.

هیلی و والن عقیده دارند­که مدیریت­سود زمانی رخ می­دهد که مدیر برای گزارشگری ­مالی از قضاوت شخصی خود بهره گیری می­کند، و این­کار را با هدف گمراه­کردن بعضی از سهامداران درمورد عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تاثیر در نتایج قرار­دادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام می دهد.

اسکات به مدیریت­سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاست­های حسابداری برای دستیابی به بعضی اهداف خاص مدیر تصریح می نماید.

در مورد هزینه­های سیاسی می­توان گفت که فرایند سیاسی باعث می­گردد، شرکت­هایی که حساسیت سیاسی دارند روش­هایی را انتخاب کنند که سود را به تعویق اندازد زیرا بهره گیری سیاستمداران و قانون­گذاران از ارقام سود این فرضیه را مطرح کرده می باشد که مدیران شرکت­ها انگیزه دارند که، از آن گروه روش حسابداری (مثل استهلاک تسریعی) بهره گیری کنند که سود گزارش شده را کاهش می­دهد. سود گزارش شده پایین تر احتمال اقدامات مخالف از سوی دولت را کاهش می­دهد. پس می­توان گفت از آن جا که سرمایه­گذاران به عنوان یکی از فاکتورهای مهم تصمیم­گیری به رقم سود توجه خاصی دارند، تحقیقات در این زمینه از جنبه رفتاری، اهمیت خاص خود را دارند ( نوروش ­و ­دیگران،­1384).

3- اهداف پژوهش

مدیران­ همیشه­ بدنبال­اطلاعاتی هستند­ که بتوانند ­با­ بهره گیری ­از این ­اطلاعات ­برنامه­ریزی­ها­ و ­تصمیات معقولی ­را اتخاذ نمایند ­و­ در نهایت سود دهی شرکت­هایشان ­را افزایش­دهند ­( مهرانی و تالانه­، عبدالرضا 1377، صص 35-29)، پس ممکن می باشد انگیزه­ی مدیریت ­سود را پیدا نمایند بدین­ترتیب شناسایی انگیزه­های مدیریت­ سود توسط مدیران شرکت­ها می­تواند زمینه را برای تصمیم­گیری مناسب­تر گروه­های مختلف بهره گیری­کننده از اطلاعات حسابداری فراهم سازد. سرمايه­گذاران نیز به عنوان يكي از فاكتورهاي مهم تصميم­گيري به رقم سود توجه خاصي دارند (نوروش­ و دیگران، 1384 ). ­

یکی از اهداف اولیه مدیریت سود حفظ اعتبار شرکت می باشد زیرا که اعتبار باعث می­گردد شرکت کارا و پویا به حساب آید و به جایگاهی مناسب در بین رقبا و بازار سرمایه دست یابد و از این طریق سرمایه گذاران و اعتبار ­دهندگان می­توانند نظر مساعدتری در ارتباط با شرکت داشته باشند (جونز،1991). پس مدیران ممکن می باشد برای رسیدن به اهداف خاصی، که این اهداف منافع عده خاصی را هم تامین می­نماید، سود را طوری گزارش نمایند که با هدف تامین منافع عمومی مغایرت داشته باشد (مشایخی، صفری، 1385، 3). پس با در نظر داشتن تاثیر­گذار بودن فرایند مدیریت ­سود بر تصمیم­گیری بهره گیری­کنندگان از صورت­های مالی، اجرای این پژوهش می­تواند با اهمیت باشد.

4- مروری بر ادبیات پژوهش

داروق[6] و دیگران (1998) مدیریت سود را در شرکت های ژاپنی در دوره 1991-1996 مورد مطالعه قرار دادند و نتایج نشان داد که، بین هزینه­های سیاسی و دستکاری سود ارتباط هست در این پژوهش از متغیر کل فروش به­ عنوان نماینده هزینه سیاسی بهره گیری گردید.

گانی[7] (2005) به مطالعه نتایج مدیریت واقعی سود با بهره گیری از چهار ابزار کاهش مخارج پژوهش و توسعه، کاهش هزینه­های اداری، عمومی و فروش، افزایش سود غیر عملیاتی حاصل از فروش دارایی­های غیرجاری و تولید بیش از اندازه پرداخت. او معتقد بود مدیریت واقعی سود منجر به گزارش سود و جریان­های نقد عملیاتی به میزان کمتری می­گردد همچنین اگر شرکتی در سال جاری از مدیریت واقعی سود بهره گیری نماید، در سال آینده بازدهی کمتری خواهد داشت. گانی شرکت­های فعال در بازار بورس نیویورک را طی سال­های 1998 تا 2000 مورد مطالعه قرار داد.

تهرانی و دیگران (2009) با مطالعه ارتباط بین هزینه­های سیاسی و اندازه شرکت در ایران دریافتند، که بین هزینه­های سیاسی و اندازه شرکت ارتباط معناداری هست و همچنین فعالیت­های سیاسی در محیط شرکت­ها و هزینه­های سیاسی آن­ها، با بهره گیری از قانون طرفداری می­گردد. این پژوهش با مطالعه تمامی شرکت­های بورس اوراق بهادار تهران در دوره 2005 تا 2007 انجام گرفت.

محمد[8] (2010) با مطالعه ارتباط بین هزینه­های سیاسی و هموارسازی سود در شرکت­های پذیرفته شده در بازار بورس عربستان سعودی دریافت، که اندازه شرکت با هموارسازی سود ارتباط معناداری دارد و همچنین شرکت­های عربستانی، که دارای نسبت­های بزرگتری از کارکنان هستند فشارهای سیاسی هم بر آن­ها بیشتر می باشد. این پژوهش در دوره 2005 تا 2007 با مطالعه 46 شرکت از بازار بورس سعودی انجام گرفت.

یان­ژنگ و وین­تن[9] (2010)، با مطالعه ارتباط مدیریت­سود و بازدهی دارایی­ها در 52 شرکت­ چینی در بین دوره­های 2004تا 2008 دریافتند که بین مدیریت سود و قدرت بازدهی دارایی­های شرکت­های چینی ارتباط معنا­داری وجود ندارد.

ون لی[10] (2010) به مطالعه هموارسازی سود در 83 شرکت­ ژاپنی در دوره 2003 تا 2008 پرداخت. یافته­ها نشان داد، که شرکت­های بزرگتر بیشتر اقدام به هموارسازی سود می­نمایند و انگیزه آن­ها با بیشتر شدن بدهی­هایشان افزایش می­یابد. همچنین نتایج نشان داد، که هموارسازی با بهره گیری از اقلام اختیاری توسط مدیران شرکت­ها انجام می­گیرد.

پورحیدری و همتی (1383) به مطالعه اثر قراردادهای بدهی، هزینه­های سیاسی، طرح­های پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکت­های پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و به مقصود مطالعه اثر فشارهای سیاسی بر مدیریت سود از متغیر تعداد کارکنان بهره گیری نمودند. نتایج نشان داد، شرکت­هایی که از تعداد بیشتری کارمند برخوردار می­باشند فشار سیاسی وارده بر آن­ها نیز بیشتر می باشد در نتیجه مدیریت این گونه واحدها، جهت کاهش فشار وارده اقدام به کاهش سود می­نمایند. این پژوهش با مطالعه 62 شرکت بازار بورس اوراق بهادار تهران در دوره 1376-1380 انجام گرفت.

ابراهیمی کردلر و شهریاری (1388) با مطالعه ارتباط بین هزینه­های سیاسی و محافظه­کاری در بورس اوراق بهادار تهران دریافتند، که بين اندازه و شدت سرمايه­گذاري با محافظه­كاري يك ارتباط منفي و بين درجه رقابت در صنعت و مالكيت دولتي با محافظه­­كاري يك ارتباط مثبت هست. همچنين نتايج تحقيق نشان داد، كه بين نرخ موثر مالياتي و ريسك با محافظه­كاري ارتباط معناداري وجود ندارد. در این تحقیق71 شرکت در دوره 1381 تا 1385 مطالعه گردید.

نوروش و سپاسی (1384) به مطالعه ارتباط ارزش­های فرهنگی با هموارسازی سود در 64 شرکت پذیرفته شده در بازار بورس اوراق بهادار تهران در دوره 1372-1383 پرداختند. نتایج بیانگر ارتباط معنی­داری بین ارزش­های فرهنگی و هموار سازی سود بود و این نشان می­داد که عوامل فرهنگی تأثیر تعیین کننده­ای در هموار سازی سود در بازار ایران دارد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

5-مبانی نظری:

  • مدیریت سود

اسکات مدیریت سود را اقدامات آگاهانه به اقدام آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص به گونه ای که منطق با اصول حسابداری باشد،تعریف می نماید.

دیجورج و همکاران، مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت حصول به سطح مورد انتظار سود برای بعضی تصمیمات خاص (مانند تحلیلگران و یا برآوردروند سودهای قبلی برای پیش بینی سود های آتی) تعریف می­کند. به نظر ایشان، در واقع انگیزه اصلی مدیریت سود تصور سرمایه­گذاران در مورد واحد تجاری می باشد.

به گونه کلی مدیریت سود به عنوان اقدامات آگاهانه به اقدام آمده توسط مدیریت جهت رسیدن به اهداف خاصی در چهار چوب رو یه های حسابداری تعریف تعریف می گردد. مدیریت نسبت به سایرین، به اطلاعاتی دسترسی دارند که برای افراد دیگر قابل دسترسی نیست. در صورتی که مدیران با بهره گیری از مدیریت سود قصد انتقال اطلاعاتی را داشته باشند که معرف واقعیات و ارزش واقعی واحد تجاری باشد، نمی­توان ایرادی بر آن وارد دانست، اما نگرانی زمانی ایجاد می­گردد که هدف مدیران از مدیریت سود به عنوان عاملی برای گمراهی بهره گیری کنندگان از اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت باشد.

  • مدیریت سود و هزینه های سیاسی

شرکت­ها به عنوان واحد­های اقتصادی، همواره به دنبال سودآوری و دستیابی به ثروت بیشتر می­باشند. به علت های مختلفی که مهمترین آنها جدایی مالکیت از مدیریت می باشند، شرکت­ها علاوه بر وظیفه انجام فعالیت اقتصادی، وظیفه پاسخگویی به افراد بیرون از شرکت را نیز بر عهده دارند. کاراترین شکل پاسخگویی، براساس شواهد تجربی، گزارشگری مالی می­باشد. پس به نظر می­رسد که شرکت­ها نه تنها وظیفه انجام فعالیت اقتصادی را بر دوش خود دارند، بلکه مجبور به گزارشگری در مورد نتایج فعالیت خود می­باشند و به همان میزانی که انتظار می­رود در انجام فعالیت اقتصادی، کوشش در کاهش هزینه ها و درآمد های خود داشته باشند، کوشش می­کنند گزارشگری مالی خود را در جهتی هدایت نمایند که تفسیر بهره گیری کنندگان از صورت­های مالی موجب انتقال ثروت به خارج از شرکت نشود. به بیانی دیگر شرکت­ها، جدای از ارائه صادقانه نتایج عملیات و وضعیت­مالی که مورد نظر نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری می باشد، به عواقب اقتصادی گزارشات مالی نیز توجه می­کنند. در نظر داشتن عواقب اقتصادی موجب می­گردد که صورت های مالی، دیگر ارئه صادقانه نتایج فعالیت­های شرکت نباشند. عدم ارائه صادقانه نتایج عملیات، عموما خود را به شکل ارائه سود کمتر یا بیشتر از واقع نشان می دهد. شکل ناکارای بهره گیری از گزارشگری مالی در جهت کاهش عواقب اقتصادی نامساعد، عدم رعایت استانداردهای حسابداری می باشد که به علت حسابرسی صورت­های مالی و واکنش بهره گیری­کنندگان صورت­های مالی به گزارش حسابرس کمتر نظاره می­گردد. شکل دیگر، بهره گیری از استانداردهایی می باشد که عنصر قضاوت مدیریت را در تصمیم گیری­های گزارشگری باقی می­گذارد. تمرکز پژوهش فعلی­، برآن دسته از قضاوت­های مدیریتی و علت های آن­هاست که در جهت ارائه سود کمتر از واقع،صورت می­گیرند. از آنجایی که تمامی روش­های مورد بهره گیری در جهت ارائه سود کمتر از واقع که در چهارچوب استانداردهای حسابداری قرار می­گیرند منجر به نوعی عدم تقارن در شناسایی سود و زیان­ها می گردد، ما در این پژوهش­، مفهوم محافظه­کاری را معادل ارائه سودکمتر از واقع فرض می نماییم.

یکی از مصادیق اصلی انتقال ثروت به خارج از شرکت هزینه­های سیاسی می باشد که شرکت­ها به دلیل وجود هزینه­های اطلاعات، مبادلات، و رایزنی از سوی گروه­های تصمیم گیرنده و قانون گذار که اصلی ترین آن­ها نهاد­های دولتی می­باشند، تحمل می­کنند. بعضی از شرکت­ها با مشخصات اقتصادی خاص­، بیشتر موضوع قوانین سختی که دولت یا سایر گروه­های قانون­گذاری وضع می­کنند و هزینه­ در پی می­گیرند و پس برای فرار از این­گونه هزینه­ها (عواقب اقتصادی )، انگیزه بیشتری برای بهره گیری از گزارشگری در جهت کاهش خروج منافع از شرکت خواهند داشت

  • اندازه شرکت و مدیریت سود

جنسن و مکلینگ (1976) بحث کرده­اند که شرکت­ها مورد حملات سیاسی قرار می­گیرند. و وکلای مردم انگیزه دارند که برای انتقال ثروت از شرکت­ها به خودشان یا موکلان خود موضع بگیرند. این موضوع­ها به شکل بحث در مورد مسئولیت اجتماعی بیشتر شرکت­ها و الزام بعضی ازآن­ها به پرداخت مبالغی­ جهت موارد اجتماعی (سیل،زلزله،جنگ و…)، تحمل نرخ های مالیات بالاتر به آن­ها، یا محروم کردن آن­ها از بعضی از مزایا و حقوق صورت گیرد. هزینه های تحمل شده به شرکت­های تابعی از اندازه آن­ها هستند زیرا که شرکت ها­ی کوچکتر کمتر قابل نظاره هستند و پس کمتر موضوع توزیع­های سیاسی ثروت هستند.

شرکت­ها شماری از تاکتیک­ها را در اختیار دارند که می­توانند برای کاهش این هزینه­ها به کار گیرند. مدیریت این شرکت­ها ممکن می باشد سود خالص گزارش شده را به مقصود اجتناب از توجه رسانه­ها کاهش دهند. منطق این تاکتیک روشن می باشد زیرا که رسانه­هاعلاقه زیادی به انتشار اطلاعات در مورد شرکت­های بزرگ، از قبیل آلاینده بودن محصولات این شرکت­ها،افزایش­های غیر عادی سود، حقوق و مزایای پرداختی به کارکنان و مدیران و… دارند.

6- فرضیه های پژوهش

به مقصود­رسیدن به ­هدف­اصلی پژوهش، دو فرضیه ­به­عنوان فرضیه­های پژوهش ­در­نظر­گرفته­ شده­اند

فرضیه­ اول­: در شرکت­هایی که نسبت بدهی­های دولتی به کل بدهی­ها بزرگتر می باشد مدیران شرکت­ها علاقه بیشتری دارند به مدیریت سود بپردازند.

فرضیه دوم: در شرکت­هایی که اندازه شرکت بزرگتر می باشد مدیران شرکت­ها علاقه بیشتری دارند به مدیریت سود بپردازند.

7- جامعه و نمونه آماری

در اين پژوهش، نمونه­گيري بدين ترتيب كه از ميان تمامي شركت­هاي عضو بورس اوراق بهادار تهران، شركت­هايي را كه واجد شرايط ذيل باشند، انتخاب كرده ايم.

1) شركت مزبور قبل از سال1379 مورد پذيرش قرار گرفته باشد.

2) پایان سال مالي آن­ها منتهي به 29 اسفند ماه باشد.

3) داده­هاي مورد نظر شركت مزبور در دسترس باشد.

4) به مقصود همگن کردن نمونه آماری، بانك­ها و موسسات مالی و سرمايه­گذاري حذف گردید.

8- روش پژوهش

از آنجايي كه اين پژوهش به دنبال ­مطالعه­ تاثیر هزینه­های سیاسی بر مدیریت سود می­باشد ، روش پژوهش جهت انجام مطالعه مورد نظر، از نوع همبستگي می­باشد. و براي آزمون ارتباط بين اين متغيرها از رگرسيون بهره گیری شده می باشد.

9-متغیرهای­ پژوهش ونحوه اندازه­گیری ­آن­ها

متغیر­مستقل

در این­پژوهش هزینه­های سیاسی که با دو معیار، ­نسبت بدهی­های دولتی به کل بدهی­ها­، و همچنین اندازه شرکت سنجیده شده می باشد به عنوان­ ­متغیر­مستقل­­ و عامل­ تاثیر­گذار بر مدیریت سود در شرکت­ها­ در نظر گرفته­ شده­ می باشد.

هزینه­های سیاسی

موزز معتقد می باشد­ که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد، مدیران شرکت انگیزه و تمایل قوی­تری جهت دستکاری سود خواهند داشت. به عقیده او با بزرگتر شدن شرکت­ها مسئولیت پاسخگویی آن­ها نیز بیشتر می­گردد و مدیران شرکت­ها در معرض­پاسخگویی به طیف­وسیعی­از­مدعیان قرار می­گیرند.

عده­ای نیز عقیده دارند که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد در معرض رسیدگی دقیق­تری قرار می­گیرند، لذا شرکت­های بزرگتر تمایل کمتری برای دستکاری سود دارند.

اندازه ­شرکت ­تنها­ شاخص حساسیت ­سیاسی نیست.. دیگر شاخص حساسیت سیاسی دراین پژوهش نسبت بدهی­های دولتی به کل بدهی­ها می باشد که عاملی تاثیر گذار در جهت مدیریت سود می باشد. هریک از متغیر­های مستقل به شکل زیر محاسبه می­شوند:

مجموع دارایی­ها­SIZE=

کل بدهی­ها/بدهی­های دولتی = GDEBT

متغیر وابسته

دراین پژوهش مدیریت سود، متغیر وابسته می­باشد و یکی از شاخص های مهم جهت مشخص کردن میزان دستکاری سود(مدیریت سود) اقلام تعهدی اختیاری[11] می­باشد. در پژوهش حاضر اقلام تعهدی اختیاری با بهره گیری از مدل السهالی(2006) برآورد گردیده می باشد. اقلام تعهدی اختیاری به شکل زیر محاسبه می­گردد:

***

 

1 Manegment earning

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2 Natural

3 Intentional

4 Robert,1979

[6] – Darrough

[7] – Gunny

[8] – Mohammad

[9] – Yan Zeng and Vinten